چند روز قبل يک فروند هليکوپتر شنوک هوانيروز اصفهان در حوالي نجف آباد سقوط کرد و شش سرنشين اون که در حال انجام مأموريت بودند شهيد شدند. ظاهراً علّت اصلي سقوط اين بالگرد بايد نقص فنّي باشه.
چند نکتۀ مهم در مورد اين اتفاق وجود داره که بد نيست در مورد اون صحبت کنيم:
اوّل اين که اين خبر چقدر توي رسانه ها بازتاب داشت. بنده اين خبر رو به صورت خيلي خلاصه از اخبار نيمروزي شبکۀ يک سيما شنيدم. ولي هر چي گشتم تقريباً هيچ جاي ديگه از اين خبر اثري نديدم. با اينکه اون روز و فرداي اون تقريباً به همۀ روزنامه هاي مهم کشور و سايتها سرک کشيدم.
نمي خوام بگم سقوط يه بالگرد به اهميت انرژي هسته ايه يا ... ولي ميخوام بگم اين خبر در جاي خودش ارزش بيان کردن داره. بابا اين کادر زحمت کش ارتش دارند با جونشون بازي مي کنند تا از مرزهاي اين نظام مقدس دفاع کنند. توي اين شرايطِ تحريم که خارجي ها حتّي حاضر نيستند يه پيچ هواپيما يا هليکوپتر به ما بفروشند، اين سربازان انقلاب با کمترين حقوق و مزايا که اگه بشنويد خنده تون ميگيره دارند به نظام خدمت مي کنند. همين ها هستند که تا امروز تونستند اين همه هليکوپتر و هواپيماي نظامي رو زنده نگه دارند ويا بازسازي کنند.حالا رسانۀ ملّي فقط يه خبر چند ثانيه اي در مورد اون پخش ميکنه و بسيار بسيار گذرا از اون رد ميشه. بقيۀ جرايد و رسانه ها هم که اصلاً هيچ. خنده دارتر اينه که يکي از روزنامه ها خبر سقوط يه هواپيماي تفريحي تو يه کشور آمريکاي جنوبي رو همون روز توي خبرهاش آورده بود، ولي از شنوک جان به کفان انقلاب هيچ خبري نبود.
اين اتفاق يک بار ديگه هم تکرار شد. ميدونيد کي؟؟دقيقاً روزي که هواپيمايc-130 ارتش سقوط کرد. چرا بايد صدا و سيما و روزنامه ها روي کشته يا شهيد شدن هم کارهاي خودشون اين قدر زوم کنند و تا چهلم اونها مراسم بگيرند و همۀ مردم ايران رو توي عزاي خودشون شريک کنند. ولي اسم رزمنده هاي دلاور ارتشي که در بين اونها بودند حتّي به اندازۀ يک به ده هم ذکر نشه؟! فقط توي برنامۀ ارتش جمهوري اسلامي يه اسم مختصري از اونها برده بشه. آيا اينجا روزنامه نگارها و خبرنگارها با اون حقوق کذايي بيشتر مورد تقدير هستند که تصادفاً توي يک واقعه در حال خدمت شهيد ميشند يا کادر زحمت کش ارتش که هر روز با اين اتفاقات دست و پنجه نرم ميکنند و مخلصانه دارند براي امنيت اين مرز و بوم زحمت مي کشند؟؟ آيا همسر و مادر اون خبرنگار که توي ناز و نعمت هستند لايق تر براي تقديره که يا اون مادر يا خانمي که وقتي صبح علي الطلوع با پسر و همسرش خداحافظي مي کنه نمي دونه تا بعد از ظهر زنده هست که برگرده خونه يا نه؟؟تازه اگه برگرده و مأموريتي چيزي بهش نخوره؟؟؟
من نمي خوام زحمتهاي خبرنگارها رو دست کم بگيرم و بگم اونها کاري نمي کنند.اتفاقاً گاهي اونها هم از جونشون مايه ميگذارند. ولي ميخوام به رسانه ها بگم که شما بايد منصفانه کار کنيد و مسايل قشري و شغلي خودتونو در کارتون وارد نکنيد. ما قبول داريم که تعداد زيادي خبرنگار و... در حال انجام مأموريت شهيد شدند که خيلي از اونها هم عناصر مفيد و مخلصي براي انقلاب بودند. ولي اين نبايد باعث بشه که خبر اونها بزرگنمايي بشه و يا بقيۀ حوادث مهم در کنار اون کمرنگ بشه. اگه از شهداي خبرنگار بايد تقدير بشه، مگه اين شهدا از اونها کمترند؟؟
مسألۀ دوم که ميخواستم در موردش صحبت کنم ، شرايط تحريمه. به نظر من شهدايي که مردم در اثر تحريم به انقلاب تقديم مي کنند هم بايد به ليست جنايتهاي امريکا و همدستانش اضافه بشند. چرا که اگر چه تحريم براي ملّت ما برکت داشته و باعث پيشرفتمون شده، همين تحريم عزيزان فراووني رو هم از ما گرفته. ملّت ما همون جوري که انقلاب رو ارزون به دست نياورد، همون طور هم انقلاب رو ارزون نگه نداشته. اين هم يکي از موارديه که بايد به ليست خونخواري هاي دشمنان اسلام و انقلاب اضافه کنيم.
سومين نکته که به نظرم در اين مورد ضروريه حرف دل خيلي از همين خدمتگذاران واقعي نظامه. اگه دولتهاي بعد از انقلاب سرمايه دارند که براي وزرا و هم قطارانشون امکانات رفاهي ايجاد کنند، بايد سرمايه داشته باشند که براي قشرهاي مستضعف که شغلهاي حسّاس دارند هم يه کم از اين امکانات رو ايجاد کنند. اگه دولت آقاي خاتمي بودجه داره که براي سفرهاي رييس جمهور يه هواپيماي رفاهي بخره که توش همه نوع امکانات از جمله استخر و سونا و غيره باشه، بايد بودجۀ تهيۀ لوازم ضروري و تجهيزات نظامي رو هم داشته باشه که بسيار پر اهمّيّت تر از هواپيماي رييس جمهوره؛هر قدر هم که گرون باشه. اگه آسايش رييس جمهور و وزراش مهمه جون نظامي هاي ما هم عزيزه. حالا سختي هاي ديگه اي رو که اونها ميکشند، فاکتور ميگیریم. به هر حال مردم نمی تونند ببینند که مسوولین در رفاهند ولی جوونهاشون دارند با کمترین امکانات و احتمال هر نوع حادثه ای زندگی می کنند.

البته من از زحمت های مخلصانۀ رییس جمهور مردمی جناب آقای دکتر احمدی نژاد تشکر می کنم. انصافاً ایشون و همکاراشون خیلی ساده زیست و به اصطلاح، خاکیند. ولی این از لزوم توجه بیشتر به این سری مسائل کم نمیکنه.
ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[26/5/1387- 7:41 ص] نماينده ها
[25/5/1387- 1:45 ص] طليعه ظهور
[9/5/1387- 7:44 ع] ترانه مادري
[آرشيو شده ها]
















