آن که راز خود را نهان داشت ، اختيار را به دست خويش گذاشت . [نهج البلاغه]
پنجشنبه 24 خرداد 1386 , ساعت 1:56 صبح

سامرا



امام زمان سلام.


شما خوبي؟من خوب نيستم. راستي اين چه سوالي بود که پرسيدم؟!


معلومه که شما هم خوب نيستي!ميدونم از امروز صبح تا حالا دائم اشک از چشمهاي نازت سرازيره.اينو وقتي فهميدم که عصر يه غم سنگيني روي سينه ام نشسته بود. هر کار کردم رهام نمي کرد. فهميدم شما خيلي ناراحت هستيد که اثرش به ما بدها هم رسيده. چه برسه به آدم خوبها.


آقا جون!امروز خيلي ها برام پيامک و آف گذاشته بودند. من هم براي خيلي ها..ولي حيف !حيف که شماره ي همراهتو به من ندادي. حيف که نميدونم آي دي شما کدومه تا برات آف که نه، پيام زنده بگذارم. آخه ميدونم آقاي من هميشة خدا آن لاينه.


آقاي من! ناراحت ريختن دو تا گلدسته نيستم ها. ميدونم تو هم همين طوري. اينها نشونه اند «که ره گم نشود» مهم اون دليه که شکست و تکه هاش از چشمهاي قشنگتون ريخت.


راستي يه سؤال داشتم از خدمتتون آقا! چرا اين حيوونهاي امريکايي و همدستهاي بي شعورشون نميرن جاي ديگه اي رو خراب کنند؟؟ مثلا کربلا که مهمتره!کافيه يه آجر از حرم عموت عباس روي زمين بيفته تا اين شيعه ها خودشون رو بکشند.حتّي ممکنه يه جنگ داخلي قوي هم توي عراق درست بشه. امّا سؤال من اينه که چرا رفتند سراغ حرم شريف پدر و جدّ بزرگوارتون؟!


...فکر کنم جوابش رو از اخبار شنيدم. حالا اگه خواستي، برام يه آفي،پيامکي، چيزي بذار ؛ شايد بفهمم چرا محلّ غيبت شما رو خراب کردند؟ شايد فکر کردند شما هنوز اونجا هستي. شايد فکر کردند خويشان شما هنوز اونجا زندگي ميکنند. شايد خواستند يه زهر چشمي از شما بگيرند.زبونم لال..


شايد خواستند بگن: آي شيعه ها شما که ميگين مهدي دارين، پس کو اين امام غايبتون؟! چرا نمياد قبر بابا و جدّشو درست کنه؟ چرا خودشو نشون نميده؟ نکنه شما شيعه ها دروغ ميگين؟


ولي مولاي من! ما که ميدونيم شما صبرتون چقدره!ميدونيم حالا حالاها بايد صبر کنيم. ميدونيم که ميخواي ببيني ما چيکاره ايم و چند مرده حلاجيم!


سيّد و مولا! من بد بنده و رهروي براي تو بودم. خودت هم اينو خوب ميدوني. امّا باور کن به خاطر اون بندي که از قلبت به قلبم بستي، عمرًا بتونم ناراحت نباشم. عمرا بتونم جلوي اشکم رو بگيرم. عمرا اين غمه ول کن سينه ي من باشه. اصلا دلم به همين خوشه. به اين که وقتي تو غمگيني منِ عاصي هم خود به خود غمگينم.


امام زمان! منو تو غمت شريک بدون....همين!


راستي اين رو توي وبلاگم گذاشتم که بهونه اي بشه به خونه ي من هم يه سري بزني. براي اينکه حتما به دستت برسه سند تو ال هم ميکنمش.


آقا جون. اگه يه وقت قابل دونستي کامنت بذار. مي ميرم واسه کامنتي که تو بذاري....



سامراسامرا

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[2/6/1387- 1:53 ص] شايعه سياسي
[26/5/1387- 7:41 ص] نماينده ها
[25/5/1387- 1:45 ص] طليعه ظهور
[9/5/1387- 7:44 ع] ترانه مادري
[آرشيو شده ها]