نزديکترين مردم به پيامبران ، داناترين آنان است بدانچه آورده‏اند . [ سپس برخواند : ] « همانا نزديکترين مردم به ابراهيم آنانند که پيرو او گرديدند و اين پيامبر و کسانى که گرويدند . » [ سپس فرمود : ] دوست محمد ( ص ) کسى است که خدا را اطاعت کند هرچند نسبش به محمد ( ص ) نرسد ، و دشمن محمد ( ص ) کسى است که خدا را نافرمانى کند هرچند خويشاوند نزديک محمد ( ص ) بود . [نهج البلاغه]
يکشنبه 9 دي 1386 , ساعت 9:48 عصر

   از خيلي وقت پيش مقالات و بيانيه هايي مخالف نظام برايم ميل ميشد. نمي دانم کدام خير ديده(يا نديده) اي ايميلم را به اشتراک اين گروهها گذاشته است.ولي از باب کنجکاوي هم که شده بود نگاهي به مطالبشان مي انداختم. آنچه دستگيرم مي شد ، خنده يا گريه اي بود که در حقّ اين دست انسانها سرازير مي شد. گريه اي از سر دلسوزي بر جهالت آنها و خنده از استدلال هاي سست آنها. هميشه ياد ضرب المثلي مي افتم که سالها پيش در کلاس زبان عربي ياد گرفته بودم.


الغريق يتشبّث بکُلّ هشيم


(آسمان ريسمان کردن براي نجات ماهيت پوشالين شان)


   خيلي جالب است که انتهاي همه ي اين بيانه ها به اينجا ختم مي شود که ما آب و نان و کار نداريم. و اينکه اي ملّت ايران، به پا خيزيد. به خيابانها بريزيد و عليه نظام اِلِه کنيد و بِلِه کنيد. نمي دانم چه شده که حالا تقاضاي شعار نويسي مخفيانه کرده اند. به ياد دوران دبيرستان افتادم. در کوچه هاي تنگ و باريک راه مدرسه، شعار ضدّ نظام مي نوشتند و دوستان بسيجي ما هم قبل از اينکه گذرمان به آن کوچه ها بيفتد، روي آن خط مي کشيدند و مي نوشتند: «بسيجي باطل کرد».


   حالا اين را بگويم که اگر چيزي به عنوان هسته هاي سرخ شنيديد يا نوشته هايي سرخ رنگ از جنس نوشته هاي پشت در توالتهاي عمومي به چشمتان خورد که عليه نظام بود، نترسيد. (که البته مطمئنّم نمي ترسيد.) فقط براي اينکه خيلي به قول امروزي ها سه نشوند، نيش خندي نثارشان کنيد. ( راستي تنحنح هم مستحبّ است!)


   اندر جهالت اين قوم همين بس که جمهوري اسلامي ايران را تشبيه به حکومتهاي دموکرات غرب (مثل ايالات متّحده ) کرده اند و نفهميده اند که فرق خدمت و قدرت چيست؛ يا اينکه ولايت فقيه را تشبيه به ديکتاتوري؛ که باز هم فرق خدا محوري و انسان محوري را درک نکرده اند.


   نهايت اينکه تا خدا در سرزمين غرب مرده باشد، و تا اومانيسم بر مستضعفين آن ور آبي حکومت کند، انسان مترقّي امروز در کوچه پس کوچه هاي مدرنيته و پسا مدرنيته دنبال چيزي جز آب و نان نمي گردد.


------------------------


پ.ن


   1. بشنويد برخي شعار هاي آنها را:


ما کار مي خواهيم، ما نان مي خواهيم!
ما آزادي مي خواهيم و ما حکومت شورايي مي خواهيم !
وما از بسيارانيم!


   2.اين را گفتم که بدانيد نه کودتايي قرار است اتّفاق بيفتد و نه تظاهراتي. آنچه هست، اين که:


بسيجي هميشه بيدار است
 اسلام هميشه زنده است
و
يا علي



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[2/6/1387- 1:53 ص] شايعه سياسي
[26/5/1387- 7:41 ص] نماينده ها
[25/5/1387- 1:45 ص] طليعه ظهور
[9/5/1387- 7:44 ع] ترانه مادري
[آرشيو شده ها]