آن که نخست دست به ستم گشايد فردا پشت دست خايد . [نهج البلاغه]
دوشنبه 17 دي 1386 , ساعت 1:12 صبح

 


   تمام نيمه ي شمالي ايران امروز سفيد شد. قم هم ديشب و امروز برف باريد. براي ما که برف زياد ديده ايم، تکراري بود. قمي ها بال در آورده بودند. ما هم خوشحال بوديم. سالها بود که قم چنين برفي نديده بود. داستان برفهاي نيم متري و يک متري، فقط گاهي از خاطره اي به ذهني مي باريد و زود مي خشکيد. ولي امروز همه ي چشمها سفيد بود. حرم حضرت معصومه (سلام الله عليها) هم.


   صبح براي پيدا کردن يک منظره از خانه بيرون زدم. همه اش قشنگ بود. ولي چيز تازه اي به چشمم نخورد؛ جز باد تندي که چترها را عاصي کرده بود و نمي گذاشت برفها راحت به زمين بنشينند. يا بايد همه ي قم را در وبلاگ مي گذاشتم يا بي خيال مي شدم. با خود مي گفتم دنبال چه بگردم که ديگران نگشته اند؟ چه چيز ممکن است در وبلاگها نيامده يا کمتر آمده باشد؟ به ذهنم رسيد که طلبه ام و اعتقادم مي طلبد فقط دنبال يک چيز بگردم. چيزي که هر چشمي نمي بيندش. پس شروع کردم از برفها سراغ خدا را بگيرم. آخر هم پيدايش کردم. وسط شهر قم، رودخانه اي است که همه ايران مي شناسندش. رودخانه اي که بيشتر سال خشک است. ولي وسط اين يخبندان که خون در رگها يخ مي بندد، در اين رودخانه، آب جاري است. شايد براي خيلي ها تازه نباشد، ولي از زاويه  ديد من، تازه بود و شگفت آور. داستان استقامت و صبر را شنيده بودم ؛ ولي نديده بودم. در روزي که نه تنها پاروي شکسته ي خانه ي ما، که همه ي قطرات آب زورشان به برف نمي رسد، آب نيمه جان اين رودخانه، زورش به برف رسيده است. به جاي سکون و نشستن، به پا خاسته و مي رود تا زندگي هميشه جاري باشد. ناگاه زبانم چرخيد و گفت: سبحان الله! بعد هم ياد اين آيه ي شريفه افتادم:


( فضّل اللهُ المجاهدين علي القاعدين أجرًا عظيمًا)


خداوند مجاهدان را بر خانه نشينان به پاداشي بزرگ برتري بخشيده است.


سورة النّساء الآية 95



 زندگي جاري است


 زندگي جاري است




ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[2/6/1387- 1:53 ص] شايعه سياسي
[26/5/1387- 7:41 ص] نماينده ها
[25/5/1387- 1:45 ص] طليعه ظهور
[9/5/1387- 7:44 ع] ترانه مادري
[آرشيو شده ها]