تلخى اين جهان شيرينى آن جهان است و شيرينى اين جهان تلخى آن جهان . [نهج البلاغه]
پنجشنبه 25 بهمن 1386 , ساعت 11:5 عصر

 


   قديمي ها مي گفتند در زمين ستاره هاي درخشاني هست که فقط وقتي تاريکي همه جا را گرفته باشد مي درخشند. و من مطمئنم که چنين است. البته اين ستاره ها در کنار ما هستند و آنها را مي بينيم؛ ولي نمي شناسيم. اين را وقتي خوب فهميدم که معلّم جغرافيمان ـ آن سالها که مدرسه مي رفتيم ـ درباره ي آسمان با ما سخن مي گفت. او مي گفت که ستاره ها در روز هم هستند. و شايد تعدادشان از ستاره هاي شب کمتر نباشد. ولي ديده نمي شوند. و الان از کنار هر انسان نيک سيرتي که مي گذرم، با خود مي گويم شايد اين هم ستاره اي باشد.


   لبنان داشت تاريک مي شد. از درخشش ستاره هاي جنگ سي و سه روزه بيش از يک سال مي گذرد. لبناني ها داشتند راه را گم مي کردند. سنّت قطعي خدا در گوشها فرياد مي زد که نوبت ستاره اي ديگر است. بله؛ همو که نمي شناختمش و هنوز هم نمي شناسمش. راستش سِرچم نمي آيد که از اينترنت بيوگرافي او را بيرون بکشم. اصلاً بيوگرافي بهتر از اين که او ستاره بود؟! و شناخت واضحتر از اين که سي سال منتظر بود و الان به خانه ي مقصود رسيد؟! بياييد قرآن بخوانيم: (من المومنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمِنهم مَن قضي نحبَه و مِنهم مَن ينتظر و ما بدلوا تبديلا) يعني: بعضي از مؤمنان عهدشان به خدا را به راستي وفا کردند. پس حاج سيّد عبّاس ها رفتند و حاج رضوانها سي سال منتظر شهادت ماندند!(1)


   همين که با شنيدن خبر شهادتش، دلم هوري فرو ريخت، فهميدم که اگر چه نمي شناسمش، ولي مي شناسمش! مطمئن باشيد، حتي اسمش را هم نمي دانستم. فقط تکان خوردم. مطمئن شدم نظام علّي و معلولي وراي اين ماده ي لعنتي هم، حکومتي دارد براي خودش.


   بگذاريد به خودش بگويم؛ اي که نمي شناسمت! اي که هميشه در دل من خواهي ماند! تو بوي سيد عبّاس موسوي مي دهي؛ بوي شيخ احمد ياسين؛ بوي شهيد دکتر رنتيسي؛ اصلاً تو بوي شلمچه مي دهي. نمي دانم شلمچه را مي شناسي يا نه؟ ولي بوي آن را به خوبي از تو مي شنوم.


   اي خوشنود از حکم خدا! اي حاج رضوان! اي عماد مغنيه! اي شهيد! شهادتت مبارک! در روضه ي رضوان پايدار باشي!


   راستي تا يادم نرفته، شفاعت ما يادت نرود! سعي مي کنيم بوي تو را بگيريم.


   يا علي!


 


 


--------------------------


1. سوره احزاب، آيه 23؛ در ضمن، ترجمه فقط تطبيقي است! نه تحت اللفظي، نه روان و نه حتي آزاد.


 


 



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[2/6/1387- 1:53 ص] شايعه سياسي
[26/5/1387- 7:41 ص] نماينده ها
[25/5/1387- 1:45 ص] طليعه ظهور
[9/5/1387- 7:44 ع] ترانه مادري
[آرشيو شده ها]