داشتم صحيفه امام1 را ورق مي زدم که به يک سؤال و جواب زيبا برخوردم. بسيار آموزنده و در خور تأمّل بود. با خود گفتم آن را عينًا در وبلاگ بگذارم. بخصوص که در آستانه ي انتخابات هستيم و مي تواند در انتخاب افراد اصلح کمکمان کند.
اين نامه را آقايان سيّد علي خامنه اي(مدّ ظلّه) و اکبر هاشمي رفسنجاني(حفظه الله) براي امام1 نوشته اند و تقاضاي انحلال حزب جمهوري اسلامي را دارند. خودتان ببينيد مبناي تشکيل اين حزب چيست؟ حزبي که براي روشنگري، مبارزه با انحرافات و خنثي کردن توطئه هاي دشمنان داخلي و خارجي تشکيل شده و همچنان در همين راه استوار مانده است. يعني کاملًا در جهت حفظ انقلاب و اسلام و وحدت تشکيل شد. حتّي در تشکيلش هم از وليّ فقيه مشورت مي گيرد. رنگ اين حزب جز رنگ خدايي نيست. نه نارنجي است و نه سياه و نه حتّي سفيد. فقط در راستاي برپا داشتن حکومت الله در زمين. و چه خدمات بزرگي که اين حزب انجام نداده است. و چه شهيدان والاقدري که به اسلام هديه نکرده است.
همين حزب امّا در زماني ديگر، احساس مي کند که وجودش ـ اگر چه راه همان راه است و تفکّراتش همان تفکّرات ـ براي اتّحاد و همبستگي جامعه مناسب نيست و ممکن است به تحزّب و تفرقه کشيده شود. نه اين که تفرقه آور شده، بلکه فقط ممکن است موجب تفرقه و دو دستگي شود. لذا خود سوزي مي کند تا اسلام و انقلاب و اتّحاد ملّي و انسجام اسلامي باقي بماند.
و آن پير مراد هم چه نيکو پاسخ مي دهد و چه جالب اشاره مي کند که هدف حفظ اسلام و انقلاب است. و انحلال اين حزب با عظمت و بزرگي سران آن و علاقه مندي امام راحل1 به آنها، منافاتي ندارد. و جالب تر اين که در اثر اين انحلال نبايد به کسي ـ چه جزو اين حزب باشد، چه نباشد ـ اهانت شود.
اين هم عين متن دو نامه:
« بسم الله الرّحمن الّرحيم. محضر مبارت مرجع عاليقدر و رهبر کبير انقلاب، حضرت امام خميني _ مد ظله العالي
همان طور که آن رهبر عزيز اطلاع دارند، تاسيس "حزب جمهوري اسلامي" از طرف هيات مؤسس با مشورت آن مقام معظم و در شرايطي انجام شد که نياز به يک تشکل در برابر انبوه مسائل در آغاز انقلاب و لزوم انسجام و انتظام نيروهاي آگاه و مؤمن و گسترش آگاهيهاي انقلابي و تربيت کادرهاي فعال و کار آمد براي اداره کشور و خنثي کردن توطئه گروهکها و عوامل دشمن خارجي و ضد انقلاب داخلي بشدّت احساس مي شد. اين حزب در طول سالهاي گذشته در حد توان خود به منظور تثبيت نظام جمهوري اسلامي و انجام تکاليف بزرگي که بر دوش خود حس مي کرد، از هيچ کوششي فروگذار نکرد، و در کوران توطئه هاي چپ و راست با فداکاري و تقديم شهدايي که بعضي از آنان چهره هاي برجسته و فراموش نشدني انقلابند، از جمله شهداي هفتم تير، نقاب از روي نفاق برانداخت و مظلوميت و حقانيت خط امام را به نمايش گذارد.
در طول جنگ تحميلي، حزب جمهوري اسلامي در سراسر کشور به وظيفه اسلامي خود براي بسيج مردم و شرکت فعال در جبهه هاي نور عمل کرد، و جمعي از کادرها و اعضاي آن در اين جهاد مقدس به افتخار شهادت نايل آمدند. تعبد افراد اين حزب به اسلام و اعتقاد راسخ آنان به ولايت فقيه، که خود عامل مهمي در کينه توزي ضد انقلاب بود، ايجاب مي کرد که در مراحل و مقاطع مختلف انقلاب، با کسب رهنمودهايي از آن مقام معظم، حرکت حزب را تنظيم و سياستهاي آن را پي ريزي نمايند.
اکنون به فضل الهي نهادهاي جمهوري اسلامي تثبيت شده و سطح آگاهي و درک سياسي آحاد ملت انقلاب را از جهات عديده آسيب ناپذير ساخته و روشن بيني و توکل و قوت اراده آن رهبر عاليقدر و فداکاري و آمادگي مردم حزب الله توطئه هاي ضد انقلاب داخلي و استکبار جهاني را بي اثر و کم خطر نموده است. لذا احساس مي شود که وجود حزب، ديگر آن منافع و فوايد آغاز کار را نداشته، و بعکس، ممکن است تحزب در شرايط کنوني بهانه اي براي ايجاد اختلاف و دودستگي و موجب خدشه در وحدت و انسجام ملت گردد، و حتي نيروها را صرف مقابله با يکديگر و خنثي سازي يکديگر کند. لذا، همان طور که قبلا نيز کراراَ عرض شد، شوراي مرکزي پس از بحث و بررسي مبسوط و مستوفا با اکثريت قاطع به اين نتيجه رسيد که مصلحت کنوني انقلاب در آن است که "حزب جمهوري اسلامي" تعطيل و فعاليتهاي آن بکلي متوقف گردد. مراتب براي استحضار و کسب رهنمود عالي معروض مي گردد. و الأمر إليکم، و أدام الله بقائکم الشريف، سيد علي خامنه اي _ اکبر هاشمي رفسنجاني»
جواب نامه:
« بسمه تعالي
جنابان حجتي الاسلام آقاي خامنه اي و آقاي هاشمي _ دام توفيقهما
موافقت مي شود. لازم است تذکر دهم که حضرات آقايان مؤسسين محترم حزب، مورد علاقه اينجانب مي باشند. اميدوارم همگي در اين موقع حساس با اتفاق و اتحاد در پيشبرد مقاصد عاليه اسلام و جمهوري اسلامي کوشا باشيد. ضمنا تذکر مي دهم که اهانت به هر مسلماني چه عضو حزب باشد يا نه بر خلاف اسلام و تفرقه اندازي در اين موقع از بزرگترين گناهان است. والسلام عليکما و رحمة الله.
11خرداد66
روح الله الموسوي الخميني» (1)
حال شما قضاوت کنيد؛ از بين احزاب کنوني کشور، کداميک در جهت حفظ اسلام و انقلاب و اتحاد و در راستاي نيّات وليّ فقيه و کداميک در خلاف آن مي باشد؟ کدام حزب حاضر است براي حفظ يکپارچگي امّت از منافع خود بگذرد و کداميک حتي انقلاب و ارزشهاي اسلامي را فدا مي کند تا خود بماند؟ ظاهرا حلّ اين مسأله براي مردم فهميده ما کار سختي نباشد.
---------------------
1. صحيفه امام (ره) ج20، ص275
ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[26/5/1387- 7:41 ص] نماينده ها
[25/5/1387- 1:45 ص] طليعه ظهور
[9/5/1387- 7:44 ع] ترانه مادري
[آرشيو شده ها]
















