آقا يا خانمي برايم کامنت گذاشته بود که جالب ترين قسمت وبلاگ تو، بنري است که تصوير يک تروريست را حمل مي کند. و البته تصريح کرده بود که منظورش شهيد بزرگوار، عماد مغنيه است. بنا نداشتم جوابش را بدهم تا امشب که خونم به جوش آمد. وقتي مي بينم گروهي ياغي، بي عقل، زورگو و پست، دارند نسل کشي مي کنند؛ دارند افسانه هاي نداشته ي خود را روي گروهي مسلمانان و بي گناه، به واقعيت مي رسانند؛ و اسمش را زمستان گرم و هولوکاست فلسطيني مي گذارند؛ وقتي مي بينم هيچ قدرت و ابر قدرتي در دنيا، حتي بيانيه اي هم صادر نمي کند؛ و حقّ را به ياغي ها مي دهند. آن وقت يکي پيدا شده، کسي را تروريست معرفي مي کند که از حقّ خود، و از حقّ هم وطنانش دفاع کرده است، از حقّ برادران مسلمانش دفاع کرده است، و جالب تر اين که خود، قرباني ترور است؛ اين را جز زورگويي، نمي دانم. قبول دارم که شهيد حاج رضوان، عمليات تروريستي انجام مي داد، و نظاميان صهيونيست را به ترور مي کرد. ولي آيا هر تروري بد است؟ حقّ اين است که براي ارزش گذاري ترور، بايد ببينيم طرف ترور کيست؟ و حکم ترور را چه کسي صادر کرده است؟ اگر امام راحل، دستور به قتل سلمان رشدي ملعون مي دهد، آيا اين معنايش جز تجويز ترور ـ البته از نوع معقول و مشروعش ـ است؟ من قبول ندارم که در اسلام ترور نداريم. اين سخن ناشي از اسلام نشناسي و ترس در مقابل هوچي گري هاي ديگران است. حق اين است که اسلام، ترور دارد. ولي نه از نوع طالبانيسمش، و نه از نوع صهيونيسمش. ترور اسلام دو خصوصيت ويژه دارد؛ يکي اين که مستند به شرع و عقل است. دوم اين که از طرف حاکم جامعه اسلامي تجويز مي شود. نتيجه، اين که ترور اسلامي هيچ گاه بر افراد بي گناه اجرا نمي شود، هيچ گاه منجر به ظلم نمي شود، هيچ گاه سرخود و بي استناد به حاکم شرع انجام نمي گيرد، و هيچ گاه، شهروندان بي گناه را به جرم عقايد مخالف نشانه نمي گيرد.
تروري در اسلام جايز است که با اجازه فقيه، بر مُفسد، غاصب، نسل کش، ويرانگر، يا در يک کلام، صهيونيست و امثال صهيونيست جاري شود. (1)
امّا در باره صهيونيست ها بگويم، که من قبول ندارم مردم کوچه و بازار تل آويو و حيفا و بقيه ي شهرها و شهرکهاي صهيونيستي فلسطين اشغالي، بي گناهند. آنها اگر هيچ جرمي نداشته باشند، حدّ اقلّ غاصب اند. و حکم غاصب، مقاتله و جهاد است تا اخراج يا نابودي کامل. کوچکترين گناه يهودي هاي آن سرزمين، غصب وطن ديگران است. و در کنارش، نسل کشي، ترور، ارعاب، و هر بدي که شما به ذهنتان برسد. من کسي را که اين قوم را ترور کند، جز آزاده و آزادي خواه نمي دانم. من کسي را که اين گروه را از سرزمين فلسطينيان اخراج کند، جز مجاهد نمي خوانم. و کسي را که در اين راه کشته شود، جز شهيد و مظلوم نمي نامم. و انسانيت را بدون اين، معنا نمي کنم.
----------------
1. راستش تعبيري رساتر از صهيونيست، براي واژه هاي فوق نيافتم.
ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[26/5/1387- 7:41 ص] نماينده ها
[25/5/1387- 1:45 ص] طليعه ظهور
[9/5/1387- 7:44 ع] ترانه مادري
[آرشيو شده ها]
















