کسي که در حال جستجوي دانش مرگش در رسد، در حالي خدا را ملاقات مي کند که ميان او و پيامبران جز درجه پيامبري فاصله اي نباشد . [پيامبر خدا صلي الله عليه و آله]
سه‏شنبه 25 تير 1387 , ساعت 1:44 صبح

 


پارسي يار نويسنده قبلي 


 


شنبه 28 ارديبهشت 1387 , ساعت 4:22 عصر

 


سلام
در راستاي برنامه ي خمود زدايي، مکلّف شدم مدّتي نباشم.
اميدوارم به زودي برگردم.
البته بي خمود و با برنامه...
ان شاء الله


 


جمعه 6 ارديبهشت 1387 , ساعت 11:6 عصر

 
از بچگي، خاموش شدن را دوست نداشتم. اگر آتشي مي افروختيم و باد خاموشش مي کرد، حسابي به هم مي ريختيم. چقدر بايد تلاش مي کرديم تا دوباره روشنش کنيم. بخصوص اگر مي خواستيم با آتش، چاي درست کنيم يا سيب زميني کباب کنيم.
بعدها که خواندن و نوشتن آموختم، با واژه اي آشنا شدم که دقيقا همان حس را به من مي داد؛ «خمود». هميشه از اين واژه بيزار بودم. وقتي بيشتر از اين کلمه بدم آمد، که بزرگتر شدم و ديدم که دشمنان چگونه مخ جوانان کشورم را با انواع بادهاي مجازي به «خمود» دچار ساخته اند.
ولي الان خود من ـ که حتي سر کلاسهاي بهاره هم چرت نمي زدم ـ دچار نوعي خمود مزمن شده ام. چند وقتي است کلافه ام کرده است. خصوصيت اين نوع خمود هم اين است که سرعت گذر زمان را وحشتناک افزايش مي دهد. احساس مي کنم فردا که از خواب بيدار شوم، چهل ساله مي شوم. تازگي دل به کار هم نمي دهم. بسياري از پروژه هايم ناتمام مانده است.
مشاوري را پيدا کرده ام که شايد فردا به سراغش بروم. ولي بي نهايت مردّدم.
نمي دانم چه بگويم. فقط اگر مي توانيد کمکم کنيد.


 



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[2/6/1387- 1:53 ص] شايعه سياسي
[26/5/1387- 7:41 ص] نماينده ها
[25/5/1387- 1:45 ص] طليعه ظهور
[9/5/1387- 7:44 ع] ترانه مادري
[آرشيو شده ها]